سيد صادق سجادى
105
تاريخ برمكيان ( فارسى )
دربارهء ايرانيان كه دربارهء ديگران نيز خاصه در عراق و حرمين شريفين خدمتها و مهربانيها و نيكيها كردند و بازماندگان مهاجران و انصار را بس گرامى داشتند ، چندانكه آثار و خاطرهء آن كارها ساليان دراز پس از زوال ايشان نيز همچنان پاى بر جاى بود « 1 » . با اين همه اگر برمكيان نسبت به ايرانيان توجه خاصى هم داشتند بايد آن را امرى طبيعى دانست كه آدمى نسبت به موطن و خاستگاه و مردم هم فرهنگ خويش البته قرب و محبّتى احساس مىكند . به علاوه بسيارى از كسانى كه مجلس برمكيان را رونق مىبخشيدند ، چون بشّار بن برد تخارستانى ، رقاشى ، ابان بن عبد الحميد لاحقى ، ابراهيم موصلى موسيقيدان و بسيار ديگر « 2 » ، از ايرانيان اديب و دانشمند و هنرمند عصر بودند كه هركس خواهان مجالست با آنان بود . امّا توجه برمكيان به زبان و ادب و فرهنگ ايرانى ، « 3 » يا اين معنى كه دو تن از اعضاء برجستهء بيت الحكمة يا خزانة الحكمة يعنى علّان شعوبى ، صاحب كتابى در مثالب عرب ، يا سهل بن هارون كه در همان موضوع كتابها و رسالهها به دو منسوب است و به شعوبيگرايى شهرت داشت و همه از دستپروردگان برمكيان بودند « 4 » ، يا بشّار بن برد كه اشعارى در نكوهش عرب و برترى ايرانيان سروده و از نديمان برمكيان به شمار مىرفت ، و بالاخره مخالفت خالد يا يحيى باويرانى ايوان مدائن ، و انتساب ايشان به ايرانيگرايى از سوى خليفه « 5 » ، هيچكدام دليلى بر قومگرايى و شعوبيگرى برمكيان نتواند بود . افزون بر آنچه دربارهء ديندارى و ردّ گرايش آنان به آئينى جز اسلام گفته شد ، داستانى كه صولى دربارهء مناظرهء مردى ايرانى با يكى از عربان ، و مفاخرهء آن ايرانى بر عرب آورده كه يحيى به جانبدارى از مرد عرب برخاست و پاسخى در خور به آن ايرانى داد « 6 » ؛ و نيز مخالفت يحيى با ولايتعهدى مأمون كه مادرش ايرانى بود و بعدها ديديم كه به همين سبب ايرانيان ، خاصه خراسانيان مدافع و جانبدار او گرديدند مؤيد اين معنى است « 7 » .
--> ( 1 ) . مثلا همو ، 177 . ( 2 ) . ابن المعتز ، 202 ، 227 ؛ جهشيارى ، 281 ؛ جودت فرج ، 52 . ( 3 ) . مثلا : بيهقى ، المحاسن ، 203 . ( 4 ) . ابن النديم ، 118 ، 133 . ( 5 ) . ابن نباته : 57 - 58 ؛ ابن فقيه ، 287 . ( 6 ) . صولى ، ادب الكتاب ، 201 . ( 7 ) . Sourdel , 1 / 179